خدمات روانشناسی برای فارسی زبانان کل دنیا

شخصیت خودشیفته و روابط عاطفی و جنسی

بعدا بخوان

0 مورد

تاریخ انتشار

19 می 2021

دسته بندی

عنوان های این مقاله

اگر این مقاله مفید بود امتیاز دهید.

2.5 / 5. 6

عنوان های این مقاله

نارسیسیزم یا شخصیت خودشیفته

مفهوم نارسیسیزم یا خودشیفتگی یک چتر بزرگ است که معانی و ویژگی های زیادی را در خود جا می دهد، در این متن می خواهیم فقط به مدلی که یک فرد خودشیفته ارتباط عاطفی و جنسی برقرار می کند نگاه کوتاهی داشته باشیم.

بطور کلی  در روانشناسی به دسته ای از افراد  شخصیت خودشیفته یا نارسیسیستیک گفته می شود که مراحل رشد روانی شان خیلی با موفقیت طی نشده و مقداری اختلال در رشد روانی شان اتفاق افتاده است (بحث تخصصی و حوصله سر بر است و اینجا واردش نمی شویم) و به همین دلیل ارتباط برقرار کردن این افراد با دیگران شبیه آدمهای دیگر نیست. معمولا افرادی که با اینها  وارد رابطه عاطفی می شوند نهایتا آزرده، آسیب دیده، عصبانی، دلخور و یا در بهترین حالت متعجب می شوند.

فرد خودشیفته از لحاظ جنسی جذب چه کسی می شود؟

برای یک فرد خودشیفته، فردی که نمی خواهد بدنش را در اختیار دیگران بگذارد، یا فردی که به نظر بقیه مردم جذاب و با ارزش است، از لحاظ جنسی تحریک کننده می شود. این بدن دست نیافتنی یا این فرد دارای ارزش باعث می شود حسادت و حرص و طمع (Envy & Greed) در ناخوداگاه فرد خودشیفته تحریک شود. این نوع احساسات منجر به این می شود که فرد خودشیفته تمایل پیدا کند به هر ترتیبی شده آن فرد را مال خودش کند و همچنین دست به تخریب و یا بی ارزش کردن آن فرد بزند. تا جاییکه این هیجان جنسی وجود دارد و این تصور وجود دارد که آن بدن یا فرد یا زیبایی ازش دریغ شده و بهش داده نمی شود، شور و ذوق زیادی برای داشتن آن ابژه جنسی از خود نشان می دهد که همین رفتار  اتفاقا با “عاشق شدن” اشتباه گرفته می شود. همه این شور و شوق موقتی خواهد بود زیرا بعد از اینکه فرد خودشیفته به ابژه مورد نظر دسترسی جنسی پیدا کرد و از طریق رابطه جنسی، حس “پیروزی و غلبه کردن” در خودش را ارضا کرد، بلافاصله آن شخص یا ابژه برایش بی ارزش شده و نهایتا تمام علاقه و هیجانی که تا قبل از این داشت، از بین می رود. البته منظورمان لزوما بعد از یک بار رابطه جنسی نیست که فرد علاقه اش را از دست می دهد زیرا نیاز به پیروزی و غلبه پیدا کردن ممکن است مدتی طول بکشد تا برآورده شود.

چرا خودشیفته ها یهو غیب شان می زند؟

بعد از این، ماجرا پیچیده تر می شود؛ حالا شخصیت خودشیفته تمام آن حس طمع و حسادت و مالکیت طلبی را بطور ناخوداگاه به فرد مقابل فرافکنی (Project) می کند و حالا فکر می کند که الان طرف مقابل است که می خواهد فرد خودشیفته را تحت مالکیت خود در آورد و در این حالت حس تهدید شدن می کند. او می ترسد که تحت مالکیت و اسارت فرد مقابل در آید و از بین برود، در این صورت می خواهد سریعتر فرار کند تا “آزادی اش” را بدست آورد و اسیر نشود؛ در نتیجه ناگهان غیبش می زند یا خلاصه یجوری از رابطه خارج می شود.

در ذهن فرد نارسیسیستیک تمام روابط خلاصه شده اند در دو نقشِ بهره کش و بهره ده، یا استثمار کننده و استثمار شونده، در نتیجه فرار کردن های این افراد از رابطه، به معنی نجات خود از یک وضعیتی است که تحت استثمار قرار نگیرند، که البته این وضعیت را ذهن خودشان ساخته است و لزوما واقعیت بیرونی ندارد.

چه کنم که در رابطه با شخصیت خودشیفته آسیب نبینم؟

داشتن آگاهی مهم است و استفاده از آن آگاهی یک مسئولیت مهم است. همه ما مقالات مشابه این متن را خوانده ایم و اطلاعات زیادی در مورد شخصیت خودشیفته داریم، مهم است بدانیم اگر اینگونه افراد دست به تحقیر و بی ارزش کردن و تخریب پارتنر خود می زنند، مشکل لزوما از پارتنر نیست بلکه این تخریب کردن ها، نیازهای روانِ یک شخصیت خودشیفته است که درحال برآورده شدن هستند. شخصیت خودشیفته معمولا توانایی دوست داشتن و عاشق شدن ندارد و هر شوق و ذوقی که نشان می دهد صرفا “شبیه” عشق و عاشقی است ونه خود عشق واقعی.

این افراد برای اینکه بتوانند روابطی در زندگی داشته باشند و برای پارتنر خود قابل تحمل شوند نیاز دارند که بتوانند ابتدا درک درستی از “رابطه” بدست آورند و این شامل پروسه ای است که در رواندرمانی رخ می دهد، یعنی این افراد نیاز به روان درمانی جدی دارند. در صورتی که فرد روان درمانی نشود همچنان به آسیب رساندن به دیگران از راه تحقیر و بی ارزش کردن و موارد دیگر ادامه خواهد داد، البته لازم است بدانیم این نیازها و دلیل این کارها در حیطه آگاهی فرد نارسیسیستیک نیست. خودشیفته های جوان تر هیچ ایده ای هم ندارند که چرا روابطشان خوب جلو نمی رود، ولی بعضی ها با بالا رفتن سن و تجربه یه چیزهایی در مورد خودشان می فهمند.

اگر خودم فردی نارسیسیستیک هستم یا پارتنرم اینطور است، بهتر است منتظر تغییر با معجزه نباشم و از یک مشاور یا متخصص مسائل روانشناختی در مورد رابطه ام کمک بگیرم.

 

نظرات شما ارزشمند است

نشانی ایمیل شما محفوظ می ماند

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما با موفقیت عضو خبرنامه شده اید.