باورهای غلط درباره ­ی روانکاوی - لوکال سایکولوژی

خدمات روانشناسی برای فارسی زبانان کل دنیا

باورهای غلط درباره ­ی روانکاوی

بعدا بخوان

0 مورد

تاریخ انتشار

29 ژوئن 2026

دسته بندی

باورهای غلط درباره ­ی روانکاوی
عنوان های این مقاله

اگر این مقاله مفید بود امتیاز دهید.

0 / 5. 0

می­شود گفت روانکاوی قدیمی­ترین رویکردِ روانشناسی است که فروید پدرِ رونشناسی آن را مطرح کرده است. امروزه باورهای غلطی در مورد نظریه او وجود دارد. روانکاوی روشی گفتگویی بین بیمار و روانکاو است با هدفِ فهم بهترِ ذهن ناهشیارِ و احساساتِ فرد و جزو روش­های گفتگوی عمیق و درمان از راهِ حرف زدن است.

اولین باور غلط درباره­ی روانکاوی این است که بسیاری از افراد فکر می­کنند روانکاوی فقط درباره­ی مسائل جنسی و جنسیتی است. درست است که فروید به بررسی مسائل جنسی و جنسیتی پرداخته ولی به این معنا نیست که روانکاوی فقط درباره­ی مسائل جنسی و جنسیتی است. قسمت اعظم روانکاوی درباره­ی کشف روان، ذهن ناهشیار، احساسات و نوع ارتباطات اولیه و تکرار شونده­ی فرد است. هدف روانکاوی به فکر واداشتنِ فرد و تجربه­ی احساساتش است.

دوم: بسیاری از افراد و حتی درمانگران تصور می­کنند که تمرکز روانکاوی فقط بر گذشته است. درست است که پرداختن به گذشته در روانکاوی خیلی اهمیت دارد و تمرکز بر گدشته در روانکاوی زیاد است بخصوص در مقایسه با روشهای دیگر روانشناسی، مثلِ درمان­های شناختی رفتاری که بیشتر فقط بر زمان حال و مشکلی خاص تمرکز دارند. باید این را در نظر داشت که روانکاوی روشی است که به آن درمان عمیق می­گویند. بنابراین نگاه به گذشته­ی فرد ضروری است و باید مورد بررسی قرار بگیرد، زیرا گذشته بر زندگی فرد تاثیر گذار است و این تاثیر باید در زمان حال بررسی شود. و روانکاوی بر زندگی اینجا و اکنون فرد و احساسات و افکاری که بر زندگی­اش اثر گذاشته تمرکز دارد، و حتی رابطه­ی بینِ بیمار و درمانگر و احساساتِ بین آنها را هم بررسی می­کند.

سوم: این باور که روانکاوی معاصر شبیه روانکاویِ کلاسیک است درست نیست، چون روانکاوی در طول زمان تغییر زیادی کرده است. باید توجه داشته باشیم که قبل از فروید علم روانکاوی وجود نداشته و همه چیز با او به وجود آمده است. دانش آن زمان در مورد روان خیلی کم بوده و در طول سالیان تغییراتِ زیادی در روانکاوی ایجاد شده و رویکردهای متفاوتی به آن اضافه شده است و از فضای مکانیکی که مقتضای آن زمان بوده به سمت رابطه­ای­تر شدن حرکت کرده، چنانکه در رویکردهای روانکاوی معاصر می­بینیم که بیشترِ تمرکز بر روی رابطه است. به درمانگر و بیمار به عنوانِ دو فرد زنده نگاه می­شود که هر دو دارای ذهن  ناهشیار هستند و هر دو حس­هایی را در این ارتباط تجربه می­کنند.

چهارم: یکی دیگر از باورهای غلط امروزی این است که فرد باید روی کاناپه دراز بکشد. امروزه هیچ بایدی وجود ندارد، چون تا به امروز روانکاوی هم پیشرفت­های زیادی در طول زمان کرده و از مرزهای فیزیکی رد شده است. با پیشرفتِ تکنولوژی و طولانی­تر شدنِ راه­ها و مشکلاتی مثل ترافیک و کمبود وقت و غیره، روانکاوی به صورت آنلاین هم انجام می­شود.

پنجم: این باور غلط که درمان پایان ناپدیر است. درست است که روانکاوی طولانی­تر از درمان­های دیگر است ولی به معنای پایان­ناپدیر بودن نیست. روانکاوی برای حلِ تعارضات و تحمل احساسات و کنار آمدن با ابهامات زندگی و بررسی درونِ فرد است، چنانکه مربوط به یک مشکل خاص و هدفی خاص در مقطعی از زندگی نیست، به همین دلیل برای درمان به زمانِ بیشتری نیاز است و پایانِ درمان به درمانگر و فرد بستگی دارد.

ششم: این باور که روانکاوی فقط برای بزرگسالان است درست نیست. روانکاوی برای کودک و نوجوان هم کاربرد دارد فقط با کمی تفاوت، مثلاً برای فهم بهترِ روان و احساساتِ کودک از بازی و یا نقاشی هم استفاده می­شود و زمان جلسه ممکن استِ کوتاه­تر باشد.

هفتم: این باور که روانکاوان همیشه در سکوت می­نشینند و فقط گوش می­دهند، درحالیکه روانکاو و فرد هر دو با هم رابطه­ای خاص و ویژه می­سازند که از اهمیتِ بالایی برخوردار است و با هم تعامل کلامی دارند.

هشتم: این باور که روانکاوی قدیمی شده نیز درست نیست، چون روانکاوی هم مانند علوم دیگر طی سالیان رشد و تغییر کرده و افراد امروزی هم دارای ذهن ناهشیار و احساسات هستند و نیاز دارند برای تجربه­ی زندگی بهتر به آنها بپردازند. بعلاوه روانکاوی باعث ایجاد خلاقیت در فرد می­شود و بعضی افراد بعد از روانکاوی می­توانند آثارِ هنری خلق کنند یا داستان بنویسند و یا خلاقیتشان را وارد زندگیِ روزمره­ کنند و از زندگی­شان لذت ببرند.

نویسنده مقاله: الهه احدنژاد تبریزی

نظرات شما ارزشمند است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *