نقش تنظیم هیجانیِ رابطه و قرنطینه

در شرایط نرمال زندگی، یک رابطه زوجیِ موفق، نقش تنظیم هیجانی، مدیریت احساسات و فراهم کردن حمایت و همدلی برای اعضای خود را  بر دوش دارد. در شرایط غیرنرمال-مثل این روزهای قرنطینه، احتمال بیماری مهلک، بحرانهای سیاسی- اقتصادی و گرانی، ابهام، بمباران اطلاعاتی و اخبار منفی – ظرفیت پردازشگر روان افراد را مورد هجوم و حملات بی وقفه قرار داده و چه بسا ظرف روانی هركس، حتی گنجایش و امکان هضم احساسات خودش را هم نداشته باشد چه برسد به دو نفر یا بیشتر. تمام جروبحثهای عادی، بی نظمیها و بهانه گیریهايي که پیشتر قابل تحمل بودند، به قولی آخرين قطره در یک ظرف پر از آب میشوند.قبل از دوران قرنطینه، امکان فاصله فیزیکی افراد خانواده، یکی از عواملی بود که به سادگی به خالی شدن ظرف پُر کمک میکرد به نوعي فضای روانی ایجاد میکرد تا افراد فرصت داشته باشند ضمن صرف زمان تنهایی مورد نیاز خود، بتوانند سر ظرف روانیِ خود را خالی نگه دارند.

شاید آنچه که زوجها این روزها نياز دارند پاسخ به این سوال است که چه چیزی به ایشان کمک خواهد کرد تا بتوانند عواطف و احساسات شدید و افکار پریشان کننده خود را مهار و آرام سازند. اتفاقی که شاید پیشتر به کمک شریک زندگیشان (کسی که او نیز اکنون در این زمینه نیاز به کمک دارد) رخ می داد، در این زمان به خصوص نیازمند افراد یا ابزارهای دیگری است.

یکی از در دسترسترین راهها گفتگوی اعضا با یکدیگر است. دعوت به کلمه کردن احساسات، جلوی رفتارهای مخربی همچون پرخاشگری و دعوا و رفتارهای خود-آسیب رسانی مثل پرخوری، پرخوابی و پناه بردن به مواد و الکل و … را تا حدود زیادی میگیرد و به افزایش همدلی و صبوری در افراد خانواده منجر میشود. ولی در هر حال بهترین راه این است که افراد از خلاقیت خود استفاده کرده و پیدا کنند چه چیزی به آنها در یافتن تسلط نسبی بر زندگی در چنین شرایطی کمک میکند؛ هر آن چیزی که بتواند هوای تازه وارد این اتمسفر کند… .

متن کامل در نشریه جرعه (فصلنامه علمی، روانشناختی، ادبی، اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، بهار 1399) چاپ شده است.

Leave a Reply

avatar
  Subscribe  
Notify of

مطالب مرتبط