خدمات روانشناسی برای فارسی زبانان کل دنیا

فقر آرزو ما را به سمت فقر مالی می کشاند

بعدا بخوان

0 مورد

تاریخ انتشار

3 می 2021

دسته بندی

عنوان های این مقاله

اگر این مقاله مفید بود امتیاز دهید.

0 / 5. 0

عنوان های این مقاله

حرکت کردن در زندگی نیاز به انگیزه حرکت دارد

حرکت کردن در زندگی بستگی به این دارد که انگیزه ای برای حرکت کردن وجود داشته باشد. اولین چیزی که در ما انگیزه خواستن و حرکت کردن ایجاد می کند “فقدان یا نداشتن” است. گرسنگی یا “فقدان شیر” نوزاد را وادار به حرکت می کند: او گریه می کند و دست و پا می زند تا به غذا برسد. همینجا داریم مسیر “فقدان- انگیزه- حرکت” را در اوایل زندگی انسان می بینیم.

ولی برای ایجاد انگیزه یک فاکتور مهم دیگر نیز لازم است که به فرمول بالا اضافه می کنیم. در کنار این حسِ فقدان (حالا نداشتن هر چیزی مثل کالا یا رابطه یا عشق) باید “امید” به دارا شدن آن چیز هم وجود داشته باشد تا انگیزه برای حرکت کردن برای بدست آوردن ایجاد شود.درواقع فرمول کامل تر می تواند ” فقدان و امید- انگیزه- حرکت” باشد.

همه ما از همان کودکی فقدان و کمبود خیلی چیزها را تجربه کرده ایم ولی اینکه کدام مان امید به بدست آوردن را در خود داریم و اینکه این امید را تا کجا با خود نگه می داریم، سرنوشت “حرکت کردن مان” را تعیین می کند. اینکه مسیر رشدی ما چکونه بوده است، با چه مادری و در چه محیطی بزرگ شده ایم فاکتوری تعیین کننده در میزان امیدواری نسبت به جبران آنچه نداشته ایم است. بعضی از ما در خانه ای بزرگ شده ایم که بذر هیچ امیدی در روانمان کاشته نشده است.

 دو دسته از خانواده هایی که مانع ایجاد انگیزه و حرکت می شوند:

  1. در خانواده سرکوب آنقدر زیاد است که اجازه خیالپردازی و حرکت برای رویاها داده نمی شود. معمولا سرکوب همراه با خشونت (کلامی یا جسمی) است و فرزندان این خانواده ها حس ترس و وحشتی دائمی را با خود حمل می کنند تا جاییکه بهشان فرصت نمی دهد بغیر از بقا به چیز دیگری فکر کنند، درنتیجه تنها خواسته آنان زنده ماندن و کمی امنیت است.
  2. و یا اینکه مادر خانواده “حضور روانی” کافی ندارد، انگار که یک “مادرِ مرده” است. یعنی مادر در خانه است ولی تعاملی زنده و سازنده و پویا با فرزندانش ندارد. نیازهای آنان را چه فیزیکی و چه روانی به موقع و بطور مناسب پاسخ نمی دهد و کودک را به نوعی ” مُردگی و هیچ چیز نبودن” اُنس می دهد. فرزندان این خانواده ها بیش از هر چیزی خلاء، تهی بودن و پوچی را تجربه می کنند، معنا در زندگی وارد نمی شود و در نتیجه امید هم وجود ندارد. این نا امیدی و خیالپردازی نکردن ها باعث می شود آرزو و خواسته ای نیز شکل نگیرد.

در هر دو مثال بالا با پدیده ای به نام ” فقر آرزو” مواجه هستیم، وقتی آرزویی ندارم که بهش برسم پس برای چه باید حرکت کنم؟ برای چه درآمد داشته باشم؟ پول به چه درد من می خورد؟ فرقی ندارد که فرد از خانواده بی پولی آمده باشد و یا از خانواده با تمکن مالی بالا، این افراد به هر حال بدنبال پول، شغل پر درآمد، جاه طلبی و موفقیت نمی روند چون اصولا خواسته ای ندارند، این افراد از لحاظ آرزو داشتن فقیر هستند که اولین پله برای فقر مالی می تواند بشود.

نظرات شما ارزشمند است

نشانی ایمیل شما محفوظ می ماند

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما با موفقیت عضو خبرنامه شده اید.